تبلیغات
جوک جدید - طنز
چندتا شیشه مشروب خریدم برای اینکه کسی نفهمه خالیشون کردم تو شیشه ی گلاب گذاشتمش تو یخچال......
دیروز رفتم دیدم همشون خالین....
میگم:پس گلابهای من کو......؟؟؟؟
مادربزرگم میگه :سفره ابوالفضل داشتم همشو شربت کردم دادم مهمونا....دستت دردنکنه
مجلسمون یه شوروحالی داشت اخر مهمونی همه نعره میزدن


تاریخ : جمعه 19 دی 1393 | ساعت 21 و 09 دقیقه و 58 ثانیه | نویسنده : سجاد نقیبی | نظرات

  • paper | قالب وبلاگ | قالب وبلاگ